سوال و جوابهایی در مورد آیین نامه ها و کارهای عمومی ساختمان (قسمت دوم)
همانطوری که در قسمت اول گفتم این سوالات شاید برای خیلی از مهندسین و دانشجویان پیش آمده باشد و مرجع مطمئن و سریعی برای پاسخ آنها نیافته باشند امیدوارم جواب سوال شما در این پست موجود باشد ، در غیر اینصورت منتظر پستهای بعدی باشید تا سوال و جوابهای بیشتری برایتان بگذارم . سوال و جوابها متعلق به شرکتها و نهادها دولتی و غیر دولتی می باشند که به نظر من خیلی کاربردی هستند .
سئوال 21 – براي كنترل تغييرمكان نسبي طبقات چه نيروهايي و با چه ضرايبي اعمال ميگردند ؟
جواب 21- تغييرمكان نسبي طبقات كه ميبايد بر طبق ضوابط بند2 -4-13 كنترل شوند بايد از روش تحليل استاتيكي معادل برطبق مفاد بند 2-4 و يا روشهاي تحليل ديناميكي خطي بر طبق مفاد بند 2-5 آئيننامه محاسبه شوند .
سئوال 22 –آيا اثرات P-∆ در كنترل تغييرمكان نسبي طبقات ميبايستي ملحوظ گردد؟
جواب 22- درحال حاضر براي كنترل تغيير مکان نسبی طبقات بر طبق مفاد بند 2-4-13 آئين نامه، در نظر گرفتن گرفتن اثراتP-∆ ضروري نيست .
سئوال 23 – منظور از تغيير مكان نسبي طبقات، تغيير مكان مركز جرم طبقه ميباشد و يا حداكثر تغيير مكان نسبي طبقه موردنظر می باشد؟
جواب 23- براي كنترل تغييرمكان نسبي طبقات حداكثر تغيير مكاننسبي طبقه كه در دو انتهاي ستونهاي طبقه به وجود ميآيد بايد مد نظر قرارگيرد .
سئوال 24 – آئيننامه 2800 مقرر ميدارد كه در سازههاي بتني مركب از قاب و ديوار برشي هر كدام از اين دو به تنهايي تحمل 25% نيروي زلزله را داشته باشند . آيا منظور آناليز سازه دوگانه قاب و ديوار برشي تحت 100% نيروي زلزله و كنترل دو سازه مستقل تحت 25% نيروي زلزله ميباشد يا فرض ديگري موردنظر بوده است ؟
جواب 24- مفاد بند 1-7-4 آئين نامه با آناليز ساده دوگانه تحت اثر 100٪ نيروی زلزله و کنترل دو سيستم تحت 25% نيروي زلزله اقناع مي شود .
سئوال 25 – حداكثر طول يك سازه بدون درنظرگرفتن ژوئن به چه ميزان مجاز ميباشد ؟
جواب 25- آئيننامه 2800 در خصوص حداكثر طول سازه فاقد درز انقطاع ضابطه خاصي ارائه نداده است و طول مذكور بايد بر اساس آئيننامههاي طراحي ديگر تعيين شوند
سئوال 26 – از آنجائيكه اغلب شهرهاي ما داراي بناهاي تاريخي و همچنين بناهاي با مصالح بنايي غيرمسلح ميباشد و به جهت اينكه هم اكنون از آنها بهرهبرداري مينماييم و ميبايستي از آنها نگهداري و در صورت نياز مرمت نماييم و شايد اين توقع هم باشد كه ما هم در اين زمان اين توليدات معماري را با تكنولوژي زمان خود مرمت و همچنين مرمت در برابر زلزله بنماييم لذا با مطالعه فصل سوم آئين نامه 2800 ( ويرايش 2 ) در مورد ضوابط ساختمانهاي با مصالح بنايي غير مسلح موارد زير مورد سوال ميباشد.
1- اغلب بناهاي تاريخي داراي ارتفاع تراز روي بام نسبت به متوسط تراز زمين مجاور بيش از 8 متر مي باشد كه ما در آئين نامه محدوديت 8 متر را داريم .
2- حداكثر ارتفاع طبقه بيش از 4 متر ميباشد .
3- امكان كلافبندي افقي و قائم فراهم نيست .
4- اغلب بناهاي تاريخي با ملات گچ نيمكوب و ياملات گچ و خاك و …. مي باشد ؟
جواب 26- همچنانكه در فصل اول استاندارد 2800 آمده است، هدف از اين آئين نامه تعيين حداقل ضوابط و مقررات براي طرح و اجراي ساختمانهاي جديد بتنآرمه ، فولادي و چوبي و ساختمانهاي با مصالح بنايي است . از اين رو به طور كلي اين آئين نامه فاقد ضوابط لازم براي ارزيابي مقاومت لرزهاي ساختمانهاي موجود و مقاوم سازي آنهاست . لذا براي انجام چنين اقداماتي لازم است از روشهاي مناسب و آئين نامههاي معتبر داخلي و خارجي استفاده شود . در اين زمينه اخيراً دستورالعملي براي بهسازي ساختمانهاي موجود تحت نظارت سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور تهيه شده است كه ممكن است بتواند مورد استفاده قرارگيرد. همچنين يكي از مباحث بيست گانه مقررات ملي ساختمان نيز به طراحي ساختمانهاي مصالح بنايي اختصاص يافته است
سئوال 27 – با توجه به ابهام موجود در بند 3-2-3 آئين نامه طراحي ساختمانها در برابر زلزله ، حداقل نسبت ضخامت به ارتفاع براي ديوارهاي سازه اي و غيرسازه اي مهار شده بر اساس بند 3-6 آئين نامه 2800 را چه مقدار مي توان در نظر گرفت ؟
جواب 27- در ساختمانهاي بنايي غير مسلح كليه بارهاي جانبي توسط ديوارهاي سازه اي تحمل مي شوند ضمناً ديوارهاي مذكور در اكثر موارد وظيفه تحمل بارهاي ثقلي را نيز عهدهدار مي باشند . لذا ضخامت ديوارها در تأمين پايداري آنها نقش اساسي دارد و ميبايد بر اساس ضوابط مناسب از قبيل آنچه در آئين نامه 519 ارائه شده است تعيين گردد . ليكن بر طبق بند 3-6-1 فقط آن دسته از ديوارهاي سازهایكه داراي ضخامت حداقل 20 سانتيمتر باشند در محاسبه ديوار نسبي منظور مي شوند .محدوديتهاي مربوط به ديوارهاي غير سازه اي در بند 3-7 آمده است .ليكن بر طبق بند 3-2-3، براي ديوارهاي غير سازهاي مهارنشده حداقل ضخامت دبوار بايد برابر 12/1ارتفاع آن باشد .براي ديوارهاي غيرسازهاي مهارشده آئين نامه حداقل معيني را مشخص ننموده و لذا بسته به مشخصات مصالح اين نوع ديوارها ، لازم است ضخامت كافي براي تأمين پايداري آنها در برابر شتابهاي ايجاد شده در امتداد عمود بر صفحه ديوار درنظرگرفته شود .
سئوال 28 – آيا استفاده از مقادير شتاب مبناي طراحي ارائه شده در نقشه پيوست استاندارد 2800 براي طراحي پلهاي راه با عنايت به تجديد نظري كه سال 1378 انجامگرفته و گستره ايران از لحاظ لرزه خيزي به 4 منطقه تقسيم شده است مجاز است؟
جواب 28- با توجه به آنكه آئين نامه 2800 در حال حاضر اختصاصاً براي طراحي ساختمانها در برابر زلزله تدوين شده است و با توجه به اختلاف برخي ضرايب در آئين نامههاي مختلف ، در حال حاضر استفاده از مقادير شتاب مبناي طراحي موجود در ويرايش دوم آئين نامه مذكور براي طراحي پلها توصيه نمي شود .
سئوال 29 – براساس آئين نامه 2800 در پيوست شماره 1 صفحه 11 آيتم 14 در حرف ( ك ) شهرستان كنگان در رديف شهرهاي با خطر نسبي زياد عنوان گرديده در صورتيكه در مقررات ملي ساختمان مبحث ششم صفحه 122 آيتم 14 شهرستان كنگان با خطر نسبي متوسط طبقه بندي شده است . با توجه به اهميت موضوع در طراحي سازه هايي مانند كارخانه سيمان ساروج كنگان كداميك ملاك عمل قرار مي گيرد؟
جواب 29- شهرستان كنگان در منطقه خطر نسبي زياد قرار دارد . قرار گرفتن اين شهرستان در رديف خطر نسبي متوسط در پيوست مقررات ملي ساختمان به دليل اشتباه تايپي در برخي از چاپهاي قبلي آئين نامه 2800 است .
سئوال30 – به منظور كنترل بيشتر سازه اجرا شده در بيمارستان نيمه تمام رستم آباد و لزوم رعايت آئين نامه 2800 ويرايش دوم شدت زلزله خيزي شهر رستم آباد چقدر مي باشد ؟
جواب 30- رستم آباد در منطقه با خطر نسبي خيلي زياد در نظر گرفته مي شود .
سئوال 31 - با توجه به اثر اقتصادي كه ضرائب اطمينان آئين نامه هاي محاسباتي دارند ، شهر جديد پرند از جهت پهنه بندي زلزله در كدام ناحيه قرار دارد ؟
جواب 31 – شهر جديد پرند در منطقه با خطر نسبي بسيار زياد تلقي مي شود . ليكن با توجه به حجم ساخت و ساز، توصيه مي شود يك مطالعه خاص لرزه خيزي منطقه صورت گيرد و در صورتيكه نتايج اين مطالعه ، لرزه خيزي كمتري را نشان ميدهد، شهر در منطقه با خطر نسبي زياد در نظر گرفته شود
سئوال 32 – براي احداث ساختمانهاي مسكوني با سيستم سازهاي ديوارهاي بتن آرمه آن كه همزمان بار قائم و بار افقي را تحمل مي كند . و به ارتفاع هفتاد متر از روي پي مي باشد، مفاد بند 2-1-7 ارجحيت دارد يا محتويات جدول 3-4-7 ؟
جواب 32- مفاد بند 2-1-7 آئين نامه بر محتويات جدول 3-4-7 ارجحيت دارد .لذا حداكثر ارتفاع مجاز سيستم سازه اي مورد نظر پنجاه متر مي باشد .
سئوال 33- در خصوص بند 2-1-4-ب كداميك از موارد زير مورد نظر است؟
جواب 33- در بند 2-1-4 آئين نامه تركيب مورد نظر طبق طرح شماتيك ( ج ) آن مشاور مي باشد.
سئوال 34- در ساختمانهايي كه از آجر سفالي براي جداگرها ( بدون اتصال خاص ) استفاده شود آيا لازم است مقدار پريود 20% كاهش يابد ؟
جواب 34- در ساختمانهايي كه از آجر سفالي براي جداگرها ميانقابي استفاده مي شود كاهش %20 در ميزان (T) محاسبه شده از روابط 2-4 , 2-5 براساس ملاحظات و ضوابط مندرج در آئين نامه ضروري است.
سئوال 35- حداكثر طول يك ساختمان بدون اجراي درز انقطاع چه ميزان مي باشد؟
جواب 35- حداكثر طول ساختمان فاقد درز انقطاع بر اساس ملاحظات و ضوابط مندرج در آئين نامه هاي طراحي و در نظر گرفتن تركيب بارهاي مختلف از جمله بارهاي ناشي از اثرات خود كرنشي تعيين مي شود.
سئوال 36- آيا جزئيات اجرايي زير مي تواند براي اجراء درز انقطاع مورد استفاده قرار گيرد تا فاصلهاي بين ساختمانها ايجاد نگردد.
جواب 36- در صورتيكه مصالح مورد استفاده در ناحيه درز انقطاع، كم مقاومت بوده و در صورت وقوع زلزله به آساني خرد شود، جزئيات اجرايي پيشنهادي مي تواند قابل قبول باشد.
سئوال 37- بهدنبال برداشتهاي متفاوت در ارتباط با آناليز مرتبه دوم P-∆ و بندهاي 2-4-13و2-4-14 و دستورالعمل صادره از طرف شهرداري منطقه 22 تهران، آيا براي كنترل تغيير مكان مطابق بند 2-4-13 ، مقطع ترك خورده و بدون در نظر گرفتن ميلگردها ( سختي . / 7 EL ; . / 35 EL براي تيرها و ستونها ) و اعمال ضرائب تشديد P-∆ ضروري مي باشد؟
جواب 37- درحال حاضر بر طبق مفاد آئين نامه هاي 2800 و آبا، هم استفاده از مقطع ترك خورده و هم مقاطع ترك نخورده براي كنترل تغيير مكان قابل قبول است.
سئوال 38- بهدنبال برداشتهاي متفاوت در ارتباط با آناليز مرتبه دوم P-∆ و بندهاي 2-4-13و2-4-14 و دستورالعمل صادره از طرف شهرداري منطقه 22 تهران، آيا براي طراحي سازه هاي بتني اعمال ضريب تشديد P-∆ بصورت 0.4 R × 1 . 4 براي بار مرده و 0 . 4 R × 1 . 7 براي بار زنده ضروري مي باشد؟
جواب 38- براي در نظر گرفتن اثر P-∆ در طراحي سازه هاي بتني، مقادير تغيير مكان جانبي به دست آمده از تحليل استاتيكي معادل بايد در ضريب R 0.4 ضرب شوند. مقادير بارهاي مرده و زنده در ضريب ضرب نمي شوند.
سئوال 39- آيا پيوست 2 آئين نامه 2800 سازههاي قاب مفصلي داراي بادبند هممحور را شامل ميشود يا مختص قاب خمشي است؟
جواب 39- پيوست 2 آئيننامه 2800 براي قابهاي فولادي با اتصال مفصلي نيز بايد رعايت شود.
سئوال 40- نظر به اينكه دفتر فني سازمان زندانها متولي ساختمانهايي است كه به نام آنها مستقيماً در بخش گروهبندي ساختمانها برحسب اهميت در استاندارد 2800 اشاره نشده است.(مانند زندان،بازداشتگاه و كانون اصلاح و تربيت و …) باتوجه به بند 1-5 استاندارد 2800 و نظر كارشناسان دفتر فني سازمان و به علت اينكه خرابي ساختمانهاي فوقالذكر «تلفات زياد» به بار ميآورد معقول است ساختمانهاي فوق جزء ساختمانهاي «بااهميت زياد» درنظر گرفته شود.حال باتوجه به نكات زير اين ساختمانها از نظر گروهبندي ساختمانها برحسب اهميت دركدام گروه قرار ميگيرند؟
الف- در ساختمانهاي فوق سرانه موجود هر فرد ساكن با كليه موارد (اداري،بهداشتي،آموزشي و …) كمتر از 7 مترمربع ميباشد درصورتيكه بطور متوسط در ساختمانهاي مسكوني حدود 25 الي 30 مترمربع ميباشد. يعني در يك فضاي كوچك تعداد زيادي انسان زندگي ميكنند.
ب- انسانها به صورت شبانهروزي در ساختمانهاي فوق ساكن ميباشند. درصورتيكه در ساختمانهاي مدارس و يا تجاري حدود 8 الي 10 ساعت مشخص و قابل برنامهريزي براي كنترل بحران، افراد حضور دارند.
ج- كارمندان سازمان جهت ارائه سرويس در مكانهاي فوق بايد 24 ساعته در محل خود حضور داشته باشند.
د- در بعضي موارد فرار افراد ساكن در زندانها، امكان دارد به صورت غير مستقيم باعث ايجاد خسارت و يا تلفات بعد از زلزله گردد.
ه- بطور خاص كاربري «كانون اصلاح و تربيت» مانند مدارس ميباشد
جواب 40- در مورد ساختمان زندانها باتوجه به عدم امكان خروج زندانيان از ساختمان در هنگام زلزله لازم است ايمني جاني آنها كاملاً تضمين شود.بنابراين ساختمان زندانها و كانون اصلاح و تربيت در رده ساختمان «با اهميت زياد» قرار ميگيرد.
سئوال 41- در طراحي اعضاء كششي بادبندها در بند 8-2 پيوست شماره 2 آئيننامه طرح ساختمانها در برابر زلزله ضريب لاغري بشرح زير ارائه شده است:
kl/r <6025/√Fy if Fy=2400 kg/cm² → kl/r≤123
درصورتيكه در بند 10-1-1-8 مبحث 10 (طرح و اجراي ساختمانهاي فولادي) ضريب لاغري اعضاء كششي بشرح زير ارائه شده است. L/r<300
حال باتوجه به مغايرتهاي فوقالذكر ضريب لاغري اعضاي كششي (بادبندها) چقدر ميباشد؟
جواب 41- محدوديت ضريب لاغري مندرج در پيوست شماره 2 استاندارد 2800 بايد در طرح ساختمانها دربرابر زلزله رعايت شود.
سئوال 42- پس از بررسي يك پروژه ساختماني 7 سقف با سيستم باربر جانبي قاب خمشي متوسط بتنآرمه واقع در اصفهان تغيير مكانهاي نسبي طبقات براي اين پروژه بشرح جدول ذيل تعيين گرديده است:
|
RELATIVE STORY DRIFT(m) |
TOTAL STORY DRIFT(m) |
HEIGHT(m) |
LEVEL (m) |
STORY |
|
0 |
0 |
------ |
-2.35 |
round |
|
0.0067 |
0.0067 |
2.75 |
+0.40 |
1 |
|
0.0146 |
0.0213 |
3.20 |
+3.60 |
2 |
|
0.0154 |
0.0367 |
3.20 |
+6.80 |
3 |
|
0.0148 |
0.0515 |
3.20 |
+10.00 |
4 |
|
0.0129 |
0.0644 |
3.20 |
+13.20 |
5 |
|
0.0102 |
0.0746 |
3.20 |
+16.40 |
6 |
|
0.0094 |
0.0840 |
3.20 |
+19.60 |
7 |
مهندس كنترلكننده از طرف شهرداري اعلام نموده است باتوجه به تغييرمكانهاي طبقات 2و3و4 تغييرمكان جانبي پروژه بيش از حد مجاز آئيننامه برابر با 0.00375 ارتفاع طبقه يا m0.0122 ميباشد و به اين دليل طراحي پروژه را مردود دانسته است.
از سوي ديگر مهندس طراح سازه معتقد است باتوجه به تبصره 2 از بند 2-12 آئيننامه چنانچه اجزاء غير سازهاي بتوانند در مقابل تغييرمكانهاي بيشتر بدون خسارات عمده برجا بمانند تغييرمكانهاي طبقات سازه فوق براثر زلزله سطح بهرهبرداري تا 0.0008 ارتفاع طبقه يا m0.00256 و با يك تقريب خطي بر اثر زلزله نيروي حاصل از رابطه 2-1 آئيننامه تا 0.006 ارتفاع طبقه يا m0.00192 قابلقبول است.
باتوجه به اينكه اين اختلافنظر نه تنها براي اين سازه بلكه براي ساير پروژهها نيز وجود دارد و باتوجه به در شرف ساختبودن سازه مستدعي است نظرنهائي آن كميته محترم را اعلام فرمائيد.
جواب 42- بند 2-4-13 آئيننامه استثنايي قائل نشده است،لذا اين بند بايد رعايت شود.
سئوال 43- ساختمان اداري ثبت اسناد و املاك استان فارس واقع در شيراز، در رابطه با گروهبندي اين ساختمان براساس بند 1-5 آئيننامه 2800، باتوجه به اينكه ساختمان مشمول بندهاي الف،ب،و ت گروه 1 نميباشد.ضمن آنكه اسناد موجود در اين قبيل ساختمانهاي اداري گرچه مربوط به مردم ميباشند ولي باتوجه به اينكه اولاً اسناد اصلي نزد خود مردم موجود است. ثانياً در صورت تخريب موضعي تيغه بنديها، بيرون آوردن اسناد از زير آنها بههرحال ميسر خواهد بود. استنباط اين مهندسين مشاور از ساختمان اداري مذكور گروه 2 با ضريب اهميت 1بوده است. باتوجه به توضيحات بالا، سازه پروژه طراحي و به تأئيد دفتر فني ثبت اسناد و املاك كشور نيز رسيده است. نظربه اينكه يكي از كارشناسان محترم شهرداري شيراز معتقد است كه ضريب اهميت ساختمان مذكور بايستي 2/1 منظور گردد. مستدعي است نظر آن سازمان را در اين مورد ابلاغ فرمائيد.
جواب 43- اين ساختمان جزء ساختمانهاي اداري معمولي است و ضريب اهميت 1 براي طراحي آن در برابر زلزله طبق استاندارد 2800 كفايت ميكند.
سئوال 44-(الف) چنانچه لازم باشد مؤلفه قائم به عناصر سازه مانند تير و ستون و ديافراگم وارد شود آيا اين نيرو همان مقدار Fv=[2AI/Rv ]×Wpخواهد بود ؟( ب) اين نيرو چگونه تقسيم ميشود؟
جواب 44- (الف)مقدار نيروي قائم ناشي از زلزله طبق روابط ويژهاي قابل محاسبه است كه با رابطه (2-10) استاندارد 2800 متفاوت است.نمونه اين روابط در آييننامه ( UBC 97 ) ارائه شده است.
سئوال 45- ساختمان داراي اسكلت فلزي شامل هفت طبقه (دو طبقه زيرزمين و پنج طبقه مسكوني) ميباشد. در طبقه چهارم به دليل تغيير مقطع ستون از تيرآهن دوبل IPE 27 به IPE 24 ، به جاي استفاده از روش غلافي (شكل يك) تعداد دوعدد از ستونهاي فوق كه در قسمتهاي كناري ساختمان قرار دارد در قسمت اتمام مقطع زيرين از صفحهاي به ضخامت 25ميليمتر و با ابعاد بزرگتر از مقطع ستون استفاده شده است و ادامه ستون بالايي به وسيله اين صفحه به ستون پائيني كاملاً جوشكاري شده است(شكل 2). آيا نصب ستون در يك امتداد به همديگر در مقطعي كه تغييرميكند به روش فوقمجاز است؟
جواب 45- وصله ستونها بايد مطابق با مندرجات بند 5-2 پيوست شماره 2 استاندارد 2800 صورت گيرد.
سئوال 46-برای طراحي سايبان جايگاه سوخت گاز طبيعي (CNG) كه داراي قاب خمشي در دوجهت و سقف سبك ميباشد
ضمناً چهارطرف سازه مورد بحث باز بوده و نيروي حاكم برطرح، زلزله ميباشد. در زير اين سايبان ديسپنسرهاي گاز قرار ميگيرند و كمپرسور در ساختمان اداري مجاور قرار ميگيرد. سازه فوق ممكن است در شهرها و يا جادههاي ميان شهر مورد استفاده قرارگيرد. ضريب اهميت سازه موردنظر چه مقدار درنظر گرفته ميشود؟
جواب 46- استفاده از ضريب اهميت برابر يك (ساختمان بااهميت متوسط) براي طراحي سازه سايبان كفايت مينمايد.بديهي است طراحي تجهيزات كنترل ديسپنسرهاي گاز بايد بهگونهاي باشد كه در صورت خرابي احتمالي سازه در اثر زلزلههاي شديد آلودگي محيط زيست يا آتشسوزي وسيع در محل،اتفاق نيفتد.
سئوال 47- آيا ساختمان اداره راهنمايي و رانندگي كه در مناطق 22گانه شهرداري تهران احداث ميشود به جهت طبقهبندي براساس اهميت ساختمانها (بند 1-5 آئيننامه 2800) جزء تأسيسات انتظامي با اهميت زياد و «بناهاي ضروري» ميباشد. يا جزء ساختمانهاي اداري با اهميت متوسط ميباشد" باتوجه به اينكه تجمع محل كمتر از 250 نفر زير سقف است"؟
جواب 47- تشخيص آنكه ساختمانهاي ادارات راهنمايي و رانندگي در زمره تأسيسات انتظامي ميباشند يا خير قبل از هر چيز بر عهده كارفرماي پروژه ميباشد. ليكن به طور كلي با توجه به نقشي كه اينگونه تأسيسات ممكن است در مديريت بحران و امداد پس از زلزله ايفا نمايد، توصيه ميشود اين ساختمانها در زمره ساختمانهاي با اهميت زياد تلقي شوند.
سئوال 48- به استناد بند 1-7-4 آئيننامه 2800 درخصوص سيستم دوگانه باتوجه به اينكه هريك از دومجموعه بايد بتواند حداقل 25% برش پايه ساختمان را مستقلاً تحمل نمايد،آيا براي كنترل قاب خمشي ويژه به تنهايي بدون وجود بادبند ميبايست در كنترل طراحي، ضرايب طول مؤثر محاسباتي درنظر گرفته شود يا براي تمامي ستونها بايد K=1 فرض شود؟
جواب 48- در كنترل قاب خمشي براي تحمل 25% بار جانبي زلزله، با توجه به امكان عدم كارآيي سيستم مهاربندي جانبي، لازم است كه ضريب طول مؤثر ستونها با توجه به شرايط گيرداري دو انتهاي آنها و ساير عوامل مؤثر محاسبه شود و از بكارگيري ضريب طول مؤثر مساوي يك بدون محاسبه، خودداري شود.
سئوال 49- به استناد بند 2-12 الف، بايد آئيننامه زلزله 2800، براي كنترل سازه تحت بار زلزله سطح بهرهبرداري منظور از جمله «در سازههاي فولادي تنش ايجاد شده در اعضاء زير اثر بار سطح بهرهبرداري، بدون ضريب بار، از حد جاري شدن تجاوز نكند» جيست؟ آيا كنترل تنش ستونها ميبايست با تنش Fy كنترل شود و يا 1.7Fa ؟
جواب 49- در كنترل سازه تحت زلزله سطح بهرهبرداري، تنش موجود در ستونها بايد با تنش Fa 1/7 مقايسه شود.
سئوال 50- باتوجه به اينكه در استفاده از سيستمهاي دوگانه تركيبي قاب خمشي و بادبند و يا ديوار برشي وجود دارد، آيا شاخصي براي كنترل مهاربندبودن ساختمان وجود دارد بطوريكه به استناد آن بتوان ضريب طول مؤثر ستونها را K=1 فرض نمود. آيا كنترل ضريب پايداري طبقات در اين خصوص كمكي ميكند؟
جواب 50- براي در نظر گرفتن ضريب طول مؤثر ستونها مساوي يك، لازم است كه سيستم مهاربندي جانبي ساختمان از يك حداقل صلبيت جانبي برخوردار باشد، پارامتر ضريب پايداري طبقات ميتواند نشاندهنده ميزان تأثير مهاربندي در كنترل جابجايي افقي سازه باشد، پيشنهاد ميشود كه اگر ضريب پايداري طبقه( iq) طبق استاندارد(2800) كوچكتر از (05/0) باشد، طبقه مورد نظر مهارشده فرض گردد. در محاسبه ( iq ) از مقادير تغيير مكان ( iD ) بدون اثر( D-P ) استفاده شود.
سئوال 51- باتوجه به اينكه مهندسين محاسب در نقشههاي سازه از بادبندهاي Y شكل مشابه شكل زير استفاده مينمايند، آيا استفاده از آن مجاز است يا غيرمجاز؟ روشهاي طراحي و تحقيقات انجام شده چگونه ميباشد؟
جواب 51- بطور كلي استفاده از مهاربند نوع BR-A مطابق شكل نشان داده شده در سوال،در طراحي سازههاي مقاوم در برابر زلزله مجاز است.ليكن لازم است اولاً ضوابط بند 8-2 پيوست شماره 2 آئيننامه و بخصوص بخش «پ» اين بند اقناع شده و ثانياً باتوجه به آنكه در حالتي از بارگذاري، اعضاي اين سيستم مهاربند در معرض نيروهاي فشاري قرار ميگيرند صفحه اتصال مركزي اين مهاربند و جزئيات اتصال آنها بهگونهاي طراحي شوند كه امكان كمانش موضعي اين صفحه منتفي شده و امكان انتقال نيروهاي فشاري بين اجزاي سيستم مهاربند ميسر گردد. اضافه مينمايد درصورت وجود دو دهانه در قاب ساختماني ارجح آن است كه قرينه اين سيستم مهاربندي در دهانه ديگر مورد استفاده قرار گيرد تا در هنگام اثر نيروهاي جانبي در هر يك از جهات،مهاربندهاي يك دهانه در فشار و دهانه ديگر در كشش قرار گيرند.
سئوال 52- در رابطه با سازه PIPE RACK با مشخصات داده شده فوق سئوالات زير مطرح ميباشد:
الف- باتوجه به اينكه در طبقات سازه فوق ديافراگم يا كف طبقه نداريم يعني سازه فقط شامل اسكلت (تير و ستون و مهاربندي قائم) ميباشد، آيا سيستم فوق جزء سازههاي غيرساختماني كه در بند 2-8 آئيننامه 2800 تعريف شدهاند ميباشد؟و يا اصولاً وجود ديافراگم تعيينكننده ساختماني يا غير ساختماني بودن سازه ميباشد؟
ب- باتوجه به اينكه سيستم طبقات زيرين اين سازه از نوع بتنآرمه با شكلپذيري متوسط و سيستم طبقه آخر آن سازه فلزي با مهاربنديهاي جانبي ميباشد،آيا اين سازه از نوع تركيب سيستمهاي سازهاي كه در بند 2-4-8 آئيننامه 2800 معرفي شده ميباشد و بايد براي آن ضوابط اين بند رعايت شوند؟
ج- در صورتيكه سازه فوق تركيب سيستم سازهاي باشد باتوجه به جدول شماره 3 آئيننامه 2800 داريم:
R=8 طبقات بتنآرمه باشكلپذيري متوسط (طبقات پائيني)
R=6 طبقه فولادي با مهاربنديهاي هممحور(طبقه فوقاني)
همچنين طبق بند 2-4-8 الف مقدار R انتخابشده براي سيستم قسمت تحتاني سازه نبايد از قسمت فوقاني آن بيشتر باشد. درحاليكه در سازه مذكور وضعيت بطور معكوس است و اين بند رعايت نميشود. بنابراين آيا در اين صورت به هيچوجه مجاز به استفاده از چنين سازهاي نميباشيم؟ يا اينكه در صورت مجازبودن از چنين سازهأي بايد R طبقات پائيني را بايد براي كل سازه درنظر بگيريم؟ اين در حالي است كه در آييننامه UBC داريم:
در سازه مذكور R=5.5 طبقات پاييني R=5.6 طبقات فوقاني
( كه از جدول N-16 آييننامه UBC تعيين ميگردند.)
و طبق بند1630.4.2 آييننامه R, UBC طبقات تحتاني نبايد از R طبقات فوقاني آن بيشتر باشد. كه اين شرايط آييننامهUBC براي سازه مذكور ارضا ميگردند و مجاز به استفاده از چنين سازهاي ميباشيم؟!
ه- باتوجه به اينكه 1- مهاربنديهاي فلزي موجود در طبقه آخر سازه تا روي شالوده ادامه پيدا نميكند، 2- سازه فوق، سازه ساختماني يا غيرساختماني ميباشد،آيا در هر دوصورت بايد از ضوابط تركيب بار بند 2-9 آئيننامه 2800 استفاده كرد؟
و- در ساختمانها در صورت وجود خرپشته، از تبصره بند 2-4-9 آئيننامه 2800 چنين استنباط ميگردد كه درصورتيكه وزن خرپشته بيشتر از 25% وزن بام باشد،خرپشته بصورت يك طبقه مجزا درنظر گرفته ميشود. باتوجه به اينكه اين مطلب به صراحت بيان نشده است،آيا اين استنباط صحيح ميباشد؟
ح- باتوجه به بند 2-6 آئيننامه 2800،دستگاهها و تجهيزات (Equipments) كه روي سازه قرار ميگيرند جزء قطعات الحاقي محسوب ميگردند كه نيروي زلزله آنها و R محاسباتي آنها، روي سازه و R تعيين شده براي سازه تأثير ندارد.آيا اگر وزن اين قطعات الحاقي بيشتر از وزن خود سازه باشد همچنان روي R سازه تأثير نميگذارد يا خير؟و در صورت تأثير گذاشتن چه درصدي از وزن قطعه الحاقي نسبت به وزن سازه تعيينكننده ميباشد؟
جواب 52-
الف- خير. اين سيستم جزء سازههاي غيرساختماني محسوب نميشود. ولي عدم وجود ديافراگم باعث ميشود در تحليل اين سازه نتوان از فرض ديافراگم صلب استفاده نمود.
ب- بلي.
ج- در اين حالت بايد R طبقه فوقاني براي محاسبات نيروي زلزله براي مجموعه سازه مورد استفاده قرار گيرد.
ه- بلي.ضوابط بند 2-9 بايد در مورد ستونهاي مجاور مهاربندها رعايت گردد.
و- چنين استنباطي از آئيننامه ضرورت ندارد اگرچه در مواردي كه وزن خرپشته درصد كوچكي از وزن بام باشد ممكن است بتوان خرپشته را به عنوان يك قطعه الحاقي به ساختمان محسوب نمود.
ح- تحليل دقيق رفتار سازههاي حاوي دستگاهها و تجهيزات مستلزم تحليل توأم سيستم سازه اصلي و اجزاي ثانويه ميباشد كه روشهاي آن در ادبيات فني موجود است،ليكن درخصوص ميزان R بايد متذکر شد،مقدار اين پارامتر پيش از آنكه متأثر از وزن قطعات الحاقي باشد،متأثر از جزئيات اتصال اين اجزاء به سازه اصلي ميباشد.چنانچه اين اتصالات بهصورت كاملاً صلب باشند،مقدار R فقط وابسته به مشخصات سيستم سازه اصلي خواهد بود.ولي چنانچه اتصال تجهيزات به سازه اصلي با استفاده از بالشتكهاي انعطافپذير و جاذب انرژي صورت گيرد در اين حالت چنانچه وزن تجهيزات قابل ملاحظه باشند،مشخصههاي ديناميكي و پاسخ مجموعه تحتتأثير اندركنش سيستم سازه اصلي و اجزاي ثانويه قرار خواهدگرفت.
سئوال 53- درفصل سوم آييننامه 2800 ويرايش 2 آذر 1378، ساختمانهاي با مصالح بنايي غيرمسلح، در بند 3-2-3 براي حداقل نسبت ضخامت به ارتفاع، محدوديت 10/1 براي ديوارهاي سازهاي و 12/1 براي ديوارهاي غيرسازهاي مطرح شدهاست در حاليكه در بند 3-6-1 حداقل ضخامت براي محاسبه ديوارهاي نسبي در جهت طول و عرض ساختمانها "20" سانتيمتر فرض شدهاست: آيا اگر بند 3-2-3 كاملأ رعايت نشدهباشد ولي بند 3-6-1 كاملأ رعايت شدهباشد ميتوان با بند 3-6-1 مقدار ديوار نسبي را در جهت طول و عرض ساختمان محاسبه كرد؟ ( يا به صورت واضحترآيا بند 3-2-3 نقضكننده بند 3-6-1 است)؟
جواب 53- بند 3-2-3 استاندارد 2800 تعيينكننده حداقل ضخامت ديوارهاي سازهاي است و بايد در طرح ساختمانهاي بنايي رعايت شود . در بند 3-6-1 حداقل ضخامت ديوار سازهاي براي لحاظشدن در محاسبه ديوار نسبي بيان شدهاست. بند 3-2-3 كليتر بوده و حالت اجباري دارد و حاكم بر طرح ساختمان است. براي اكثر ساختمانها با ارتفاع طبقه در حدود 3 متر، حداقل ضخامت قابل قبول ديوارهاي سازهای برابر (30) سانتيمتر از بند(3-2-3) بدست میآيد که بايد رعايت شود و مقدم بر ضخامت حداقل (20) سانتيمتر ناشی از بند (3-6-1) است.
سئوال 54- با توجه به اينكه شهرستان مرودشت در نقشه پهنهبندي خطر نسبي زمينلرزه در پهنه با خطر نسبي زياد قرار گرفته است وليکن در صفحه 12 پيوست شماره يك آييننامه آييننامه 2800 شهر مرو دشت در پهنه با خطر نسبي متوسط قرار گرفته است در تعيين ميزان مقدار شتاب مبناي طرح كداميك ملاك عمل قرار ميگيرد؟
جواب 54- در كليه مواردي كه نام محل در نقشه ذكر شدهاست عدد خطر نسبي بر طبق منطقه ارائه شده نقشه است بنابر اين شهرستان مرودشت بايد در منطقه با خطر نسبي زياد در نظر گرفته شود و جدول اصلاح گردد.





