زمانی که محمد سعیدی کیا، زمانی قریب یک سال پیش، در حاشیه مراسم معارفه خود به عنوان وزیر جدید مسکن و شهرسازی در جمع خبر نگاران با اشاره به اولویتهای کاری خود در وزارت مسکن و شهرسازی، توجه به شهرسازی و هویت دادن به سیمای شهر و روستا با توجه به معماری ایرانی و اسلامی را سرفصلی در اولویتهای معنامحور برنامه خود قرار داد، اتفاقی فرخنده میخواست جامه عمل بپوشد، که در صورت جدی گرفتهشدن سرآغازی میشد (یا خواهد شد) بر نگرشی نو در عرصه ساخت و ساز در عرصه شهرسازی و معماری....
با نگاهی به سند چشمانداز 20 ساله كشور و نيز برنامه چهارم توسعه و همچنين، آنچنان که بدان اشاره شد، مطالب ارائه شده توسط وزير جديد مسكن و شهرسازي، حفظ ارزشهاي فرهنگي و تاريخي و هويتبخشي به شهرها و مراكز جمعيتي قرار بود که در اولويت قرار بگیرد؛ بهنظر ميرسد براي نيل به اين اهداف، تغييرات عمده در نگرش مسولين و متوليان شهرسازي و معماري كشور و نيز مديريتهاي شهري ضروري باشد.
امروزه تخريب بافتهاي با ارزش تاريخي در شهرها (حتی بعضا در لوای مقاومسازی آنها) و ناديدهگرفتن خسارات ناشي از اجراي طرحهاي سوداگرانه، خبرهايي متداول در رسانههاي جمعي است؛ سازمانهاي ذيربط در امر ساخت و ساز به بهانه نوسازي بافتهاي فرسوده (به ويژه در شهرهاي تاريخي) چشم خود را به روي تخريب ميراث فرهنگي و معماري كشور بستهاند و حفاظت از بافتهاي تاريخي شهرها و نيز هويتبخشي به كالبد شهرها از حد آرزوها فرا نرفته و كارفرمايان و سرمايهگذاران در اين بخش، عمدا و يا سهوا به نابودي بازمانده هويت شهري كمر بستهاند و ديري نخواهد گذشت كه چيزي جز افسوس بر جاي نخواهد ماند.
فضای كالبدی، آنجایی که عرصه سازگاری فرد با محیط انسانی و فرهنگی پیرامون را در جایگاه عاملی مشارکتدهنده فراهم میسازد، آنچه و آنکه به این فضا شكل میبخشد، اهمیتی ملی به خود میگیرد و البته نتیجه چیزی نخواهد بود جز نیازهای واقعی و طبیعی همین محیط و در سر سلسله آنها تعاریف فرهنگی/اجتماعی آن.
در تيرماه سال گذشته در كنگره بينالمللي معماران كه در استانبول برگزار شد، از دولتها در سراسر جهان خواستهشد تا موجبات شكلپذيري شهرها و مناطق مسكوني را با تكيه بر «فرهنگ تاريخي، احترام به محيطزيست و طبيعت و نيازهاي اجتماعي» فراهم آورند. واقعيت اينجاست كه هويتبخشي به شهرها جزء جداييناپذير از دانش معماري و شهرسازي است و بدون حفظ كرامت و تبيين جايگاه معماري در كشور و حضور معماران مجرب و آگاه در عرصههاي گوناگون تصميمسازي و تصميمگيري در ساختوسازها و طرحهاي عمراني، حصول اين امر دست نيافتني است. از آنجا كه كشور ما، از نظر تمدن، مدنيت و معماري از جمله كهنترين كشورهاي دنيا به شمار ميرود، معماران ما بالاترين مسوليت را در فرهنگسازي شهري، هويتبخشي به شهرها و سازماندهي مراكز مسكوني و جمعيتي بهعهده دارند و چنانچه جايگاه مناسب خود را بيابند، ميتوان در آينده، به اجراي اين برنامهها اميدوار بود.
در این راستا وظیفه اجتماعی معمار، در مقام شخصیتی خلاق كه باید این روند را شكل دهد، براستی شایسته تامل است؛ از طرف دیگر، اعضای جامعه بهعنوان كاربران هستند كه باید همچون ساحتهای دیگر فرهنگی/اجتماعی، در مقام مخاطب معماری، با نظارتی هوشمند جویای حق انسانی و شهروندی خود در محیط مصنوع باشند. این امر میسر نمیشود مگر با دانشافزایی جامعه در این راستا و نهادینه كردن مقوله نقد علمی در معماری و شهرسازی در كنار حس مسولیت تكتك شهروندان نسبت به آنچه میبینند و آنچه در آن زندگی میكنند.
حمايت از ايجاد تشكلهاي فرهنگي، حرفهاي و صنفي معماران در سراسر كشور و بهكارگيري متخصصان و مسئولان دلسوز و آگاه در مراكز تصميمگيري و مديريتهاي امور شهري، مهمترين ابزار دستيابي به اهداف اين برنامه است. به اميد آن كه با تغييرات جديد در وزارت مسكن و شهرسازي به جايگاه معماران و معماري بيشتر توجه شود و اين طيف گسترده به خدمت درآيند و وارد عرصه مديريت و ساير زمينههاي ساخت و ساز در كشور شوند. انشاالله
بهرام هوشیار یوسفی(ارونا)
