تبليغاتX
معین عمران

چكيده :

بافتهاي متراكم و فرسوده امروزه بخشهاي قابل توجهي از شهرهاي بزرگ مارا تشكيل مي دهند . در شهر تهران هم اكنون بيش از 60 درصد بافت هاي مسكوني فرسوده اند كه نياز به نوسازي و بازسازي دارند كه از اين تعداد 30 درصد نيازمند تخريب كاملند . وجود ويژگيهايي نامطلوب همچون كاربريهاي ناسازگار، تراكم ترافيك، تراكم شديد جمعيت ، وضعيت ناسالم زيست محيطي ، كمبود تسهيلات اجتماعي و خدمات شهري مديريت شهري را به سمت اجراي برنامه هاي نوسازي و بازسازي اين مناطق سوق داده است . بلند مرتبه سازي بدليل داشتن امتيازاتي از قبيل استفاده بيشتر و بهتر از سطح زمين در شهرها، تامين فضاي باز و محيط زيست بهتر مي تواند يكي از راهكارهاي موثر در جهت ارتقاي كيفي وضعيت مناطق متراكم و فرسوده شهري بشمار آيد.

در اين مقاله ضمن تعريف ساختمان بلند و مرور پيشينه قوانين و مقررات احداث اين گونه ساختمانها در ايران، شرايط مناطق متراكم و فرسوده را مورد مطالعه قرار داده و مزيتهاي بلندمرتبه سازي به عنوان راهكاري براي بهبود وضعيت مناطق متراكم و فرسوده بررسي مي گردد.

كليد واژها : توسعه شهرها، بافت متراكم و فرسوده شهري، محدوديت زمين، بلندمرتبه سازي

1- مقدمه

آغاز حركت به سمت بلند مرتبه سازي در ايران را مي توان سال 1328 هجري شمسي دانست . تا پيش از سال 1328 ، بلندترين ساختمانهاي ايران و تهران را مي توان ساختlان باشگاه افسران دانست كه مشتمل بر 4 طبقه بود . اولين ساختمان بلند ايران در شهر تهران و در 10 طبقه در خيابان جمهوري ، در سالهاي 30-1328 احداث گرديد . سپس در سالهاي 41-1339 ساختمان 16 طبقه پلاسكو و دو سال بعد در سال 1343 ساختمان تجاري 13 طبقه آلومينيوم احداث گرديد.

با وقوع انقلاب اسلامي بلند مرتبه سازي تقريبا به مدت بيش از 10 سال متوقف شد و در اين سالها ساخت و ساز اين نوع ساختمانها به تكميل مجموعه هاي مسكوني نيمه تمام محدود ماند . در سالهاي صنعت بلند مرتبه سازي در كشور ما به علت جوان بودن، با مشكلات متعددي روبروست. به كمك طرحها و برنامه هاي جامع و كارشناسانه شهري ، مي توان از ويژگيهاي مثبت اينگونه بناها جهت حركت به سمت توسعه كيفي مناطق قديمي و متراكم شهري بهره گرفته و در نهايت به بهبود كلي وضعيت شهرهاي بزرگ و پرجمعيت كمك نمود.

2- ساختمان بلند

بلند بودن ساختمان يك امر نسبي است و از جنبه هاي مختلف تعاريف گوناگوني براي ساختمانهاي بلند مرتبه ارائه شده است:

برنامه ريزان و طراحان شهري غالبا ساختمانهاي ده طبقه به بالا را ساختمان بلند اطلاق مي نمايند و ويژگي ساختمان بلند را آن مي دانند كه حداقل يك نماي طراحي شده آن نمايانگر تعداد طبقات متعدد آن باشد . به عبارت ديگر يك نمايشگاه، كارخانه و يا هر ساختمان با ارتفاع زياد در اين تعريف نمي گنجد. در قوانين داخلي ايران طبق دستورالعمل اجرايي محافظت ساختمانها در برابر آتش سوزي ( نشريه 112 سازمان برنامه و بودجه ) حداقل تعداد طبقات ساختمان مرتفع 8 طبقه عنوان شده است . هرچند كه مي توان با توجه به پيشرفت وسايل و امكانات، اين تعداد طبقات را به 12 طبقه رساند . همچنين بر اساس متن ضوابط و مقررات احداث ساختمانهاي 6 طبقه و بيشتر در تهران كه به عنوان دستورالعملي براي ساختمانهاي بلند در تهران بشمار مي رود، هر كجا از ابنيه بلند ، ساختمان بلند و با بناي بلند نام برده شده است، منظور ساختمانهاي 6 طبقه و بيشتر مي باشد. با توجه به جميع موارد عنوان شده، مي توان ساختمان بلند را ساختماني با حداقل 10 طبقه عنوان نمود كه در حيطه كليه تعاريف فوق قرار مي گيرد.

3- سوابق قانوني بلند مرتبه سازي در ايران

ضوابط و مقررات مرتبط با بلند مرتبه سازي در ايران را مي توان در دو دوره قبل و بعد از انقلاب اسلامي مورد بررسي قرار داد . بررسي اين ضوابط نشان از تشويقي بودن آنها در سالهاي ابتدايي شروع بلند مرتبه سازي دارد كه هر چه پيش مي رويم جنبه هاي تشويقي ضوابط جاي خود را به جنبه هاي كنترلي و محدود كننده مي دهد.

اولين قانون مرتبط با ساختمانهاي بلند تصويب شده در ايران را مي توان قانون تملك آپارتمانها دانست كه در سال 1343 جهت تشويق احداث ساختمانهاي بلند مسكوني تدوين و تصويب شد . پيامد سپس در سال 1345 ماده 100 اصلاحي قانون مالياتهاي مستقيم به تصويب رسيد . بر اساس اين ماده "شركتهايي كه منحصرا به منظور ايجاد واحدهاي مسكوني ارزانقيمت براي طبقات متوسط و كم درآمد تشكيل شده و يا بشوند، نسبت به آن قسمت از درآمد حاصل از فروش اقساطي بلوكهاي آپارتماني كه در داخل شعاع 50 كيلومتري مركز تهران، كمتر از 10 طبقه نباشند و در خارج از شعاع مذكور طبقات آن از تعدادي كه در آيين نامه موضوع تبصره اين ماده تعيين خواهد شد كمتر ن باشد و طبق ضوابط و قيمتهاي تعيين شده از طرف وزارت دارايي و وزارت آباداني و مسكن ظرف مدت 10 سال از تاريخ تصويب اين قانون احداث مي كنند، از پرداخت ماليات معاف هستند مشروط بر اينكه مدت اقساط كمتر از 8 سال نباشد." همچنين براي اولين بار واژه بلند مرتبه سازي و آ پارتمان سازي و احداث مسكن دسته جمعي در برنامه 5 ساله چهارم عمراني رژيم سابق 51-1347 مطرح گرديد

پس از پيروزي انقلاب اسلامي و طي شدن دوران ركود بلندمرتبه سازي، شورايعالي شهرسازي و معماري ايران با توجه به گرايش بلند مرتبه سازي در تهران و شهرهاي بز رگ در جلسه مورخ 1369/10/24 "ضوابط و مقررات افزايش تراكم و بلندمرتبه سازي " را تصويب نمود . اهداف اين مصوبه عبارتند از:

- استفاده بيشتر و بهتر از سطح زمين در شهرها براي اسكان جمعیت

- تامين فضاي باز و محيط زيست بهتر

اين مصوبه در هماهنگي با مصوبه مورخ 1/7/69 شوراي اقتصاد در خصوص تقليل سطح زيربناي واحدهاي مسكوني، خط مشي هاي زير را مورد توجه قرار داد

- تشويق بلند مرتبه سازي

- تطبيق الگوي تفكيك با مقتضيات بلند مرتبه سازي

- تشويق به تجمیع قطعات در مناطق نوسازي

- استفاده از ظرفيتهاي افزايش تراكم و ساختماني جمعیت

- انبوه سازي و بكارگيري روشهاي صنعتي در ساختمان سازي

همچنين شورايعالي شهرسازي و معماري ايران در جلسه مورخ 4/2/71 ضوابط و مقررات منطقه بندي شهرها به مجتمع آپارتماني، چند خانواري و تك واحدي را تصويب نمود . اين مصوبه نتايج زير را دنبال مي كرد  :

1- منطقه بندي مجتمعهاي آپارتماني و ساختمانهاي بلند يا چند خانواري و تك واحدي متفاوت بوده و نمي توان لابلاي گستره اي از شهر كه تك واحدي و عمدتا چند خانواري است، مجتمعهاي آپارتماني بنا نمود.

2- كاهش سطح اشغال و همچنين استفاده از زمينهاي بزرگتر و تجمیع و عدم تفكيك مورد تاكيد قرار گرفته است.

3- ارتفاع اين ساختمانها نامحدود ولي مشروط به رعايت تراكم مجاز و حقوق ساختمانهاي مجاور مي باشد.

4- طراحان اين مجموعه بايد گزارش امكان سنجي مربوط به تامين نور، آفتاب و عدم اشراف را به تاييد مراجع صدور پروانه ساختمان ( شهرداري ) برسانند.

در كنار ضوابط و مقررات فوق، گذري بر طرح ساماندهي تهران خالي از فايده نخواهد بود. طرح ساماندهي تهران در ارتباط با بلندمرتبه سازي راهبردهايي دارد كه به آنها اشاره مي نماييم : "در جهت تامين بخشي از سطوح خدماتي مورد نياز، لازم است ضمن تغيير كاربري قسمتي از اراضي مسكوني در مورد افزايش تراكم ساختماني هم اقدام شود . بر اين اساس افزايش تراكم ساختماني در مقياسهاي عملي، منجر به اتخاذ سياست بلندمرتبه سازي در بخشي از اراضي مسكوني مي شود و اصولا از بلندمرتبه سازي نخست ( نسبت به سهم زمين مشتر ك و سطح اشغال ثابت ) زيربناي بيشتري دست مي يابد و در زمينه دوم درصورت كاهش سطح اشغال و تثبيت زيربنا، به فضاي عمومي و فضاي باز بيشتري دسترسي پيدا مي كند "در قسمت ديگري از طرح ياد شده آمده است : "تفكيك اراضي به قطعات كوچك طي ساليان متمادي باعث شده است كه فضاهاي باز شهري تدريجا بسيار كوچك، خرد و از وضعيت مطلوب و قابل بهره برداري خارج شوند و اين فضاهاي كوچك عملكرد خود را در زمينه هاي ديگر نيز به علت اشراف اين ويژگي از دست بدهند . در همين خصوص براي جلوگيري از خرد شدن اراضي به قطعات كوچك و آزاد شدن فضاهاي كوچك براي بهره وري بيشتر ، سياست هاي تشويقي براي تجميع قطعات و عدم تفكيك قطعات بزرگ فعلي پيشنهاد مي شود . اين استراتژي كه مكمل استراتژي بلندمرتبه سازي است، به كمك روش تجميع، از كم شدن فضاهاي باز شهري از طريق ايجاد مجموعه هاي بلندمرتبه جلوگيري مي كند

هرچند كه در كل طرح ساماندهي تهران بنابر دلايل مختلف شكل اجرايي جدي به خود نگرفت اما ديدگاه مثبت قانونگزاران نسبت به بلند مرتبه سازي در پايتخت همچنان پابرجاست بطوريكه بنابر گفته معاون شهرسازي و معماري شهرداري تهرا ن، در طرح جامع و تفضيلي جديد شهر تهران كه از بهمن ماه 1385 ابلاغ و اجرايي خواهد شد، براي بلندمرتبه سازي هيچ محدوديتي در نظر گرفته نشده است اما براي آن برنامه اصولي و علمي دارد كه كجا و طبق چه برنامه اي بلندمرتبه سازي شود . اين امر نشان دهنده رويكرد مثبت همراه با سازوكارهاي كنترلي مناسب براي بلندمرتبه سازي در كلانشهري همچون تهران خواهد بود.

قسمت دوم بزودی در وبلاگ قرار میگیرد...

اقبال شاكري ، اميد صمدي واقفي

هر گونه برداشت و کپی مطالب وبلاگ معین عمران در سایر سایتها و وبلاگهای اینترنتی ممنوع است، مگر به صورت لینک به صفحه مربوط در وبلاگ معین عمران

:: مطالب مرتبط

+  بررسی روشهای تحلیل و ضوابط آئین نامه ای برای ساختمانهای مجهز به سیستم جداکننده لرزه ای

+  روشهاي تحليل ديناميكي مطابق آيين نامه

+  خرابي راههاي فاقد روكش و راههاي نگهدارى و درمان آنها

+  پل‌سازي در ايران ( معماري فراموش شده(

+  عایق کاری ساختمان

+  درز انبساط و درز انقطاع چيست؟

+  بارگذاری ساختمان

+  کاربرد مواد نانو ساختار در صنعت ساختمان

+  سازه های متداول برای ساختمانهای بلند (2)

+  مروری بر تاریخچه ، عملکرد و کاربرد عایق های ارتعاشی

+  پيدايش ترك در ساختمان

+  آنچه باید در ساختن خانه ها بدانیم

+  مطالعه ابزارهاي جداكننده ساختمان از زمين

 

+ نوشته شده توسط معین در دوشنبه 19 آذر1386 و ساعت 17:40 |

امستردام شهر پلهابا وجود آنكه تعداد زيادي از پل‌هاي "آمستردام"در طول تاريخ تخريب شدند ولي هنوز هم يكي از زيبايي‌هاي شهر و معرفه‌هاي آن وجود پل‌هاي متعدد است كه آمستردام را به شهر پل‌ها مشهور ساخته است.

شهر آمستردام به دليل برخورداري از پل‌هاي متعدد كه امكان رفت و آمد در سطح اين شهر را تسهيل مي‌كنند به شهر پل‌ها شهرت دارد. ولي با رشد شهرنشيني  اين پلها هم  از آسيب تخريب در امان نماندند.

آب و پل نقش مهمي در شهر آمستردام (هلند) دارند. زماني وجود آب حتي با ارزش‌تر از زمين خشك تلقي مي‌شد. چرا كه وجود رودخانه "آمستل" به تجار امكان جابجايي كالاهاي‌شان را مي‌داد. به واسطه اهميت وجود آب، كم‌كم پل‌ها هم براي تسهيل تردد افراد ساخته شدند. نقشه‌اي كه توسط "كورنليس آنتونيس" در سال 1544 تهيه شده، نشان مي‌دهد كه در قرن 16 شهر آمستردام 52 پل و 6 گذرگاه داشته است. با توسعه روند شهرسازي در قرن هفدهم بر تعداد پل‌هاي اين شهر افزوده شد. با تكميل برنامه‌هاي توسعه شهري در سال 1732، تعداد پل‌ها در اين شهر به 297 پل و 9 گذرگاه رسيد. از سال 1860 به بعد شهر آمستردام بيش از پيش رشد كرد. با افزايش تعداد جمعيت نياز به ايجاد مسكن و در نتيجه ساخت بناهاي مسكوني بيش از پيش افزايش يافت . در نتيجه بسياري از كانال‌ها و آبگذرها پر شدند تا نياز روزافزون سطح خشكي براي تردد و ساخت بنا فراهم شود. به دنبال اين جريان بسياري از پل‌ها خراب شدند. در بسياري از موارد شيب پل‌ها كم شدند تا امكان گذر ترامواهاي برقي فراهم شود.

حتي در قرن بيستم هم بسياري از پل‌ها تخريب شدند تا جوابگوي نيازهاي روزافزون شهر در رابطه با ترافيك باشند. صدها بناي تاريخي ارزش حفظ و نگهداري را پيدا كردند ولي پل‌هاي قديمي اين شهر از اين نظر مورد توجه قرار نگرفتندوعمدتا تخريب شدند و جاي آنها را پل‌هاي امروزي گرفت اين در حالي است كه امروزه پل‌ها نيز در زمره بناهاي تاريخي محسوب مي‌شوند كه نيازمند مراقبت و توجه هستند و با وجود آنكه اكثر پل‌هاي امروزي هيچكدام از قدمت تاريخي برخوردار نيستند، ولي جلوه‌هاي ويژه شهري محسوب مي‌شوند. در فهرست بناها و اماكن تاريخي اين شهر تعداد پل‌ها به 72 عدد رسيده است. بسياري از اين پل‌ها به اين دليل در اين فهرست منظور شده‌اند كه به نوعي شكل‌دهنده چهره ظاهري شهر محسوب مي‌شوند.

تاريخ آمستردام در تاريخ پل‌هاي آن گره خورده است. پل‌هاي اوليه اين شهر كه نقش كليدي در تردد مردم داشتند چوبي بودند. با توسعه شهرسازي آجر جايگزين چوب شد و پل‌هاي قوسي شكل جايگزين شكل قديمي پل‌ها شدند. قوس اين پل‌ها غالبا از ماسه سنگ ساخته مي‌شد. امروزه طراحي پل‌ها از نقطه نظر معماري نيز اهميت بسيار پيدا كرده است.

با وقوع انقلاب صنعتي در اواخر قرن نوزدهم، عصر طلايي شهر آمستردام شروع شد. با افزايش روزافزون ترافيك تغيير در زير ساختمان‌هاي شهري اجتناب‌ناپذير به نظر مي‌رسيد. كاربرد ترامواهاي برقي رو به فزوني گذاشت در نتيجه برخي از پل‌هاي قديمي تخريب شدند و شيب آنها نيز براي تسهيل رفت‌ و آمد ترامواها تغيير پيدا كرد. و مجموع اين عوامل در چگونگي ساخت پل‌ها تاثير گذاشت چرا كه آهن و فولاد در ساخت پل‌هاي جديد به كار گرفته شدند. به اين ترتيب چهره پل‌هاي شهر كم‌كم دگرگون شد. در سال 1800 هنوز 96 پل چوبي و 90 پل سنگي وجود داشت. تا سال 1875 اين تعداد به 48 و 68 به ترتيب كاهش پيدا كرد. بين سال‌هاي 1945 تا 1982 اعتراض‌هاي زيادي مبني بر حفظ شكل سنتي پل‌ها به وجود آمد.

بسياري از پل‌هاي قوسي شكل قديمي دوباره بازسازي شدند اين تلاش‌ها همگي در جهت احيا چهره تاريخي شهر صورت گرفت.
«پيت كرامر» و «جان وندرمي» به عنوان مشاوران دولتي انتخاب شدند كه اين دو با به كارگيري سبك‌هاي خاصي معماري به خلق پل‌هاي جديد برگرفته از بافت قديمي شهر پرداختند. با وجود آنكه تعداد زيادي از پل‌ها در اين شهر در طول تاريخ تخريب شدند ولي هنوز هم يكي از زيبايي‌هاي شهر و معرفه‌هاي آن وجود پل‌هاي متعدد است كه آمستردام را به شهر پل‌ها مشهور ساخته است.

 

+ نوشته شده توسط معین در یکشنبه 18 آذر1386 و ساعت 17:10 |

برج میلاد 

:: برج میلاد ،معماریی خارج از زمان خود

یادداشتی از دکتر حسن اصانلو

اسانلودکتر حسن اصانلو - در مورد برج میلاد باید بگویم که این نوع معماری دیگر خارج از زمان خود می باشد . هر بار که به این برج می نگرم به یاد کاشی ها مسجد امام در اصفهان می افتم ،  که علی رغم اینکه اجرای این کاشی ها مربوط به سال گذشته می باشد ما آن را به عنوان دکوراسیون عصر صفوی به توریست های مختلف معرفی می کنیم .

از زاویه پیدایش معماری نیز معماران همیشه در آرزوی ساخت معماری بوده اند که ریشه در زمین و سر در آسمان داشته باشد .

 

:: سه نکته پیرامون برج میلاد

گفتگو با مهندس کورش رفیعی

رفیعیبه عنوان يک معمار معماری آنرا متعلق به دهه ی ۶۰ می دانم يعنی همان زمانی که از اين برجها می ساختند و اين جنبه ی مثبت قضيه است چون در آينده خواهند پنداشت که اين برج در همان زمان ساخته شده است...

به نظر من از آنجايی که زحمات زيادی در اين سالها برای طراحی و ساخت اين برج کشيده شده بی انصافی است که خيلی سريع و شتابزده اظهار نظر کنيم .

پس من تنها به عنوان يک رهگذر و نه کسی که بررسی خاصی روی مسئله داشته باشد می توانم به چند نکته اشاره کنم :

۱) شنيده ام در شهری که بلنديهايی چون توچال دارد نيازی به برج مخابراتی نيست.

۲)در عصری که رقابت بر سر ماهواره هاست ساخت چنين برجی سوال بر انگيز است.

۳) در نهايت اين بار به عنوان يک معمار معماری آنرا متعلق به دهه ی ۶۰ می دانم يعنی همان زمانی که از اين برجها می ساختند و اين جنبه ی مثبت قضيه است چون در آينده خواهند پنداشت که اين برج در همان زمان ساخته شده است.

 

:: برج میلاد در شهر

گفتگو با دکتر کامران ذکاوت

زکاوت- این ساختمان اگر با هدف یک آنتن مخابراتی طراحی شده است بایستی که عملکرد آن را دید، ولی ا آنجا که من از نظر تکنولوژی اطلاع دارم الان شبکه های مخابراتی دیگر نیازمند یک چنین ارتفاعی نیستند .ولی عملکرد سنتی اینگونه برج های مخابراتی در شهر های جهان عمدتاٌ به عنوان نشانه است و مکان یابی اینگونه برج ها بر اساس ویژگی های خاص  شهر سازی وطراحی شهری بوده است متاسفانه یک چنین مطلعاتی اینجا انجام نشده است

- برج میلاد در مقام نشانه شهری

 برای تعریف نشانه در سطح شهر بایست جایگاه آن در سازمان فضایی شهر دیده شود و آن محلی که برج میلاد به عنوان یک نشانه  در آن قرار گرفته جایی نیست که با عناصر فضایی شهر انتظام بر قرار بکند ،نسبت به سازمان فضایی شهر که اندام های اصلی رابه هم متصل میکند پرت و رها است. به عنوان نشانه، اینچنین نشانه های شاخص کلان شهر بایستی که جایی مشخص را خوانا بکند که این عملکرد نیز در اینجا وجود ندارد. در واقع عملکردی ویژه که اینچنین خوانایی را در سطح شهر بطلبد در مکان استقرار این بنا وجود ندارد ولی این بنا تلویحا خواص دیگری را پیدا کرده است ؛از نظر سازمان بصری شهر به صورت کاملا اتفاقی در منطقه ای قرار گرفته است که بزرگراه های جدید شهر قرار گرفته است و ازاین بابت به جهت یابی شهروندان در این بزرگراه ها کمک میکند و مثبت است. ولی اگر هم بنا بود که برج میلاد با چنین عملکردی ساخته شود باز هم روی فرم آن تاثیر ویژه ای داشت؛ یعنی که فرم بنا در چنین عملکردی بایستی جهت مشخصی را خوانا کند ،که در وضعیت کنونی از این جهت نیز طراحی آن ناقص است .

- معماری بنا

معماری این برج نکته خاصی برای ارزیابی ندارد. جایگاه برج میلاد صرفا به لحاظ شهر سازی و طراحی شهری مطرح است که متاسفانه هیچ مطالعاتی هم در مورد مکان یابی آن انجام نشده است در واقع انظباط برج میلاد با سازمان فضایی شهر بی ربط و بی حاصل است.

- اثرگذاری مثبت بر خط آسمان شهر

به هر حال این بنا در خط آسمان شهر در شب و روز اثر خود را گذاشته است و نمادی شده است و نمودی پیدا کرده است و این نکته مثبتی است ولی اینکه از نظر خوانایی و ادراک شهروندان بتواند معنا دار باشد کاملا بی ربط و بی  ارتباط مکان یابی شده است .

- نقش هویتی برای شهر

برج میلاد نقش هویتی را دارا است و میتواند جایگاهی مانند برج آزادی برای شهر پیدا کند ولی در واقع این یکی از عوامل تعیین کننده است  تعیین جایگاه و محل قرار گیری یک چنین بنایی در انتخاب شرکت مخابرات نیست و حتی شهرداری نیز اگر بنا دارد چنین تصمیمی بگیرد بایستی که به عنوان یک پروژه دیدگاه مسوءلین این کار را پیدا کند و به عنوان یک پروژه مکان یابی آن و استقرار آن در سطح شهر پذیرفته شود

 

:: برج میلاد از دیدگاه معماری

یادداشتی از دکتر منصور فلامکی

فلامکیبراي اين كه بتوانيم از ديدگاه معماري به برج ميلاد بنگريم – و اين نكته اي است كه همكاران معمار به بنده امر كرده اند تا سخني در باب اش بگويم – نخست بايد به اصل موضوع برج ميلاد بنگريم . ارائه نظر در باب برج بزرگ شهرتهران  نمي تواند نخست در چهارچوبي گسترده تر قرار گيرد ؛ نمي توانيم به ياد نياوريم كه زمين شناسان و اقليم شناسان و جغرافي دانان و معماران و مهندسان ساختمان از يك سو و كساني كه تصور مي كنند مديريت به معناي تصميم گيري براي شهري عظيم مانند تهران امري است تخصصي ... ، از سوي ديگر برج را به دنيا آورده اند .

از ديدگاه اينجانب برج بزرگ و رفيع تهران ، داراي شخصيتي چندان استثنايي است كه نمي تواند بر پايه ضابطه هاي كاربردي و اقتصادي روزمرّه موضوع بررسي و ارزيابي قرار گيرد .

برج ميلاد را همانند برج ايفل پاريس و برج بزرگ توكيو و ناگويا و بارسلون ، به عنوان اثري بايد ديد كه تعلق اش به زمان ساخته شدن اش نمي تواند تعيين كننده ارزش نمادين آن دانسته شود . در زمينه همين نگاه كلي است كه فكر  مي كنيم بايد – با آرامشي كه طعم تاريخ دارد و خواهان پرهيز و گريز از شتاب است – به اين برج بنگريم و به ياد بياوريم كه تمام كاربردهاي موعود آن ، هرگز هميشه ثابت نمي مانند . به اين معنا كه ارزش گذاري بنايي برج ميلاد ، بايد استوار بر بينشي تاريخي باشد و نه بر نگرشي كاربردي و نه حتي صرفاً فني – تخصصي .

اين نكته را بايد به خاطر بياوريم كه بناي برج ها و منارهاي كهن كشورمان كه نمايانگر هستي پوياي انسان بر روي خاك خداوند بوده اند ، هيچگاه بر مبناي محاسبه هاي سود و زيان روزمره ساخته نمي شدند و به دليل اهميت كاربري هاي موقتي اي كه به عهده مي گرفتند ارزيابي نمي شدند – و  نمي شوند .

از اين مقدمه كه زيادي طولاني شد بگذريم ، نگاه معمارانه به برج آغاز مي شود. در اين زمينه – از ديدگاه اينجانب – چند نكته قابل طرح اند و مي توانند بهانه ها يا ابزارهايي را براي گفت و شنود به دست دهند .

اول – اين كه برج ، به دليل تعلق به گستره بسيار وسيع شهر تهران ، در فاصله كم يا بيش مياني شهر قرار مي گيرد – تا جايي كه مي شده ، از كوه فاصله    مي گيرد و خود را زياده به دشت نزديك نمي كند . از اين روي ، بيش ترين ميزان آزادي را به طراح معمار مي دهد كه خود را از قيدهاي جغرافيايي وابسته به منظر برهاند : طرح گرد يا استوار شدن بر دايره ، در ساختمان سر برج راهنماي ساختمان مي شود . و تا اين جا با تمامي برج هاي بزرگ و كلاسيك جهان مشابه مي شود . بخش ساختماني بالاي برج ، به ويژه به كمك ابزار بندي يا بهتر نقش بندي هاي هندسي اي كه برايش ترسيم كرده اند ، خود را از پايه برج كاملاً جدا مي كند . و اين جا ، هر بيننده اي دوست دارد كه معناي معمارانه – و نه كاربردي و منطقي و خشك – اين اتصال را بداند و بپسندد .

از ديدگاه اينجانب ، نسبت حجمي مطلوب و هماهنگي شكلي اي كه بتواند سخن از آرامشي داشته باشد كه در بناهاي بلند و نمادين شاخص اصلي دانسته مي شود ، در طرح ما ديده نمي شود . اين آرامش ، معمولاً ، از يگانگي هاي شكلي يا از وحدت شكل بر مي خيزد .

دوم – به بينش هايي متفاوت مي توانيم به برج هايي نظير ميلاد تهران  بنگريم  : سر  برج مي تواند به خاطر نقشي كه در دل خود دارد ( و مكاني مقارن با آرامش براي شهروندان دانسته مي شود ) از بدنه برج متمايز شود (مانند ميلاد) . راهي متمايز آن است كه سر برج در ادامه پيكره اي كه از زمين برمي خيزد ديده و طراحي شود . در اين صورت ، برش هاي اعمال شده روي پايه برج – كه چشم را آزار مي دهند زيرا وجه عمودي خطوط را با گريزهايي حساب نشده همراه مي كنند . و يك باره دگر شدن طرح پايه بايد بتواند حاصلي زيبا روي و چشم نواز بدهد كه اين ديده نمي شود .

پيوند شكلي ميان سر و بدنه برج ديده نمي شود و – به جاي آن – تركيبي كه به دست آمده سخن از عدم سنجش ترسيم دارد : چگونه حجم هاي دوگانه ، در نقطه اتصال به يك ديگر ، از ظرافت هايي كه از بينش هنري بر مي خيزند  تهي مي شود ؟ به اين پرسش نمي توان با خطوط و سطوحي كه از معماري هاي ايراني يك هزار سالة اخير گرفته شده اند كمك گرفت و نياز به دقت نظر و ابداع را با ساده نگري اي در حد بازاري گري پاسخ گفت .

سوم – هر بار كه برجي رفيع از زمين شهر بزرگ و متكي بر سرزميني غني و برخوردار از تاريخ عظيم و مملو از انديشه هاي ناب و كائناتي بر مي خيزد ...، دست كم ما معماران ، خواستار چگونه زاده شدن اش هستيم . از ديدگاه اينجانب ، برج ميلاد عنصر معمارانه بسيار پرقدري كه مي خواهد نشانه اي از يگانه بودن  زمين و آسمان باشد و ژرفاي زمين را نيز بخشي ازآسمان مي داند (چنان كه هزاران سال تاريخ انديشه ايرانيان مي نماياند ) نمي تواند چگونه زاده شدن خود از زمين را از انظار پنهان كند . از اين روي ، طرح برج به دور از ظرافت هاي انديشه يي و نظري است مگر آن كه طراحان آن ، همان گونه كه سر برج را براي كاربري هاي انتفاعي خواسته اند و به آن شكلي ساده پسند   داده اند عنوان كنند كه حجم زيرين برج بايد به كارهاي روزمره مي آمده و مقدور نبوده است كه سه بخش زيرين و مياني و بالايي برج ، طرحي در معنا و در ذات يگانه اي به دست دهند .

memaran

+ نوشته شده توسط معین در یکشنبه 18 آذر1386 و ساعت 16:34 |
Google Page Rank - Powered by www.Maker™.ir